|
فرصت پرواز من پیشکش خنده خوشحال تو می پری شاد شاد می شوی غرق نفس های باد می رود از خاطرت یاد من و قصه بی بالی ام من ولی یاد تو می افتم و خوشحالی ات غصه فراموش دلم می شود وقت تماشای سبکبالی ات
حکم صبر برای من صادر شد؟ جرم من عشق بود
من طلوع روشنایی تو باشد من آن غروب را دوست دارم
تو تنهایی را به باد دادی و من تمام تو را بادبان می کنم
هر چه از هر که شنید از تو شنید گر سیاه است شب و روز دلم بایداز چشم تو از چشم تو دید
دنیا این جوریه دیگهاگه گریه کنی می گن کم آوردی اگه بخندی می گن دیوونه ست اگه دل ببندی تنهات می زارن اکه عاشق بشی دلتو می شکنن با این حال باید لحظه ای را گریست دمی را خندید ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست
|
About![]()
با بهترین خط عمرم چیزی برایت نوشتم
Home
|