تبليغاتX
زخمی تر از همیشه

زخمی تر از همیشه

بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم

اگر کینه نبود

قلب ها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

من بت دستانی که زخم خورده توست

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

و تو سنگی را که به شیشه ات زده بودم

به یادگار نگه  می داشتی 

                                 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت10:14توسط نیلوفر | |