تبليغاتX
زخمی تر از همیشه

زخمی تر از همیشه

بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم

ما از همه سر بودیم

ما اهل سفر بودیم

از هر کس که می دیدم

ما دیوانه تر بودیم

من کجا خطا کردم؟

من به کی نگاه کردم؟

من به عهد زیبامون

تا تهش وفا کردم

کی تو را ازم دزدید؟

قلب تو چرا رنجید؟

جای من رو توی قلبت

روزگار به کی بخشید؟

ابتدای راه

من بودم و تو بودی و احساس قشنگی

امید بود و میل شدید به زندگی

نیمه راه

من بودم و تو بودی و احساس خستگی

امید رنگ پریده ای مایل به مردگی

انتهای راه

 من بودم و جز من کسی نبود

در چهار ستون تن

امید مرده بود

بی همسفر بی آرزو

راهی ندارم پیش رو

دیروز و امروزم گذشت

ای عشق از فردا بگو

فریاد من از داغ توست

بیهوده خاموشم مکن

حالا که یادت می کنم

دیگر فراموشم مکن

با اینکه از تنهایی خیلی می ترسم

اما دوست دارم تو قلب تو تنهای تنها باشم

خوب دیگه تا بعد

نظر یادتون نره

بای بای

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت11:29توسط نیلوفر | |

زغم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد

دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت12:18توسط نیلوفر | |

به دریا بزن قایقت می شوم

حقیرم ولی لایقت می شوم

من عاشق شدن را بلد نیستم

تو یادم بده عاشقت می شوم

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند

حیف که من زاده امروزم

خدایا جهنمت فرداست

پس چرا امروز می سوزم؟

+نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت10:57توسط نیلوفر | |