تبليغاتX
زخمی تر از همیشه

زخمی تر از همیشه

بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم

نام من

هر چند از دل تو پاک شد

نام تو

با هر تپش در لبم تکرار شد

نام من

بی معنی و دیگر برات هیچ نیست

نام تو

حک شد بر قلبم تا مانی که تنم در خاک شد

بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم

در این اندوه بی پایان

بمان تنها تو در یادم

نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم

بیا ای دوست با من باش

که من تنهای تنهایم

بر خاک بخواب

 نازنین تختی نیست

بر خاک شدن

حکایت از سختی نیست

از پاکی اشک های خود

 فهمیدی

لبخند همیشه

 عین خوشبختی نیست

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش معشوقه نگهدار نباشی

من از غم تو روزی دو صد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبر دار نباشی

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت11:30توسط نیلوفر | |