تبليغاتX
زخمی تر از همیشه

زخمی تر از همیشه

بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم

می دونی چه موقع می فهمیم که دنیا دو روزه ؟

وقتی که هر کسی رو که دوستش داری بهت می گه :

تا آخر دنیا باهاتم

http://www.shaerr.blogfa.com/

من تمام هستی ام

تنهاییم را

 در نبرد با سرنوشت

در تهاجم با زمان

آتش زدم

و کشتم

می رسد روزی که

احساس مرا باور کنی

معجون درونگرایی و عشق

حاصلی ندارد جز تنهایی

بیا بشنو زمن افسانه ی درد

که من پرونده ی دامان دردم

سرا پا انتظار و سوز و سازم

سفای اشک گرم و آه سردم

پس از این دلم بی تو چون گور سرد است

بای بای 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت12:47توسط نیلوفر | |

بی تابی نکن

تو تنهایی را به باد دادی

و من تمام تو را بادبان می کنم

 

در کنج دلم عشق کسی جای ندارد

کس جایی در این خانه ی ویرانه ندارد

هیچ کس تنهاییم را باور نکرد

در غمت هم نفسی نیست

 به جز فریادم

چه توان کرد فریاد

اسم فریاد است

به روی ناکسان پست

من هرگز نمی خندم

اگر عمری شود باقی

به ناکس دل نمی بندم

 

آنکه سامان غزل هایم

از اوست

بی سر و سامانیم

را حس نکرد

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم

 

بدرود

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت13:23توسط نیلوفر | |

وقتی کسی نیست که به او فکر کنی

به آسمان نگاه کن

زیرا در آسمان کسی هست که به تو فکر کند

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت13:7توسط نیلوفر | |

پرسید: به خاطر کی زنده هستی ؟

با اینکه دلم می خواست با تمام وجود داد بزنم

به خاطر تو

بهش گفتم : بخاطر هیچ کس

پرسید : به خاطر چه زنده هستی ؟

با اینکه دلم فریاد می زد

به خاطر تو

گفتم : به خاطر هیچ چیز

ازش پرسیدم : تو به خاطر چی زنده هستی ؟

در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت :

به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت13:3توسط نیلوفر | |

 از غم عشق چه می باید کرد

می توان قصه نوشت شعر سرود

می توان از غم عشق ماتم داشت

می توان دل خوش کرد به کلامی و شنید

از دو خط نامه ی من

می توان داغ شد و شعله کشید

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت12:36توسط نیلوفر | |

Image hosting by TinyPic

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت13:0توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:59توسط نیلوفر | |

     دوستت دارم مادر

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:58توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:57توسط نیلوفر | |

از گل واژه ی دورترین بوته ی خاک

 به تو ای عشق سلام

حالت آیا خوب است؟

روزگارت آبیست؟

همه اینجا خوبند؟

نی لبک می خواند

قاصدک می رقصد

باد عاشق شده است

تو نیز فکر من باش

که من فکر توام!

وقتی تو نیستی فقط غم با منه عزیز دلم

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:56توسط نیلوفر | |

در عشق اگر عذاب دنیا بکشی

با اشک دو دیده طرح دریا بکشی

تا خلوت من هزار فرصت باقیست

 

تنها نشدی که درد تنها بکشی

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:47توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:40توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:40توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:39توسط نیلوفر | |

جرم تنهایی چیست که هیچ کس او نو نمی خواهد؟

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:36توسط نیلوفر | |

هرجا که دلی شکسته دیدی

یادی زدل شکسته ام کن

هرجا قفس پرنده دیدی

یاد پر و بال بسته ام کن

بیاد آرزوهای رفته بر باد سکوتی میکنم سنگینتر از فریاد

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:33توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:24توسط نیلوفر | |

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:24توسط نیلوفر | |