بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم
وقتی کسی نیست که به او فکر کنی
به آسمان نگاه کن
زیرا در آسمان کسی هست که به تو فکر کند
+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت13:7توسط نیلوفر |
|
About
با بهترین خط عمرم چیزی برایت نوشتم در کاغذی تا نخورده از عشق و عادت نوشتم بعد از سلام و ستایش چیزی به ذهنم نیامد پس چند خطی برای عرض ارادت نوشتم با واژه ها جنگ کردم تا یک غزل سر برآورد آن را به جای نشانی بر روی پاکت نوشتم اما چو صبح زمستان ان را گرفتم به سویت حتی یک نگاه هم نکردی این را به پایت نوشتم آری اینجا مقصر منم من دل دادم و حرف خود آسان نوشتم املای نامه غلط بود من هم برای جریمه از واژه ی "دختر تنها" تا بی نهایت نوشتم دختری تنها م تنهای تنهای تنها این وب تمام دلتنگی های گوشه ی قلب منه