تبليغاتX
زخمی تر از همیشه - تنها

زخمی تر از همیشه

بیا بشنو زمن افسانه ی درد که من پرونده ی دامان دردم

بی تابی نکن

تو تنهایی را به باد دادی

و من تمام تو را بادبان می کنم

 

در کنج دلم عشق کسی جای ندارد

کس جایی در این خانه ی ویرانه ندارد

هیچ کس تنهاییم را باور نکرد

در غمت هم نفسی نیست

 به جز فریادم

چه توان کرد فریاد

اسم فریاد است

به روی ناکسان پست

من هرگز نمی خندم

اگر عمری شود باقی

به ناکس دل نمی بندم

 

آنکه سامان غزل هایم

از اوست

بی سر و سامانیم

را حس نکرد

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم

 

بدرود

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت13:23توسط نیلوفر | |